سرخ مثل آتش

• ۱۳۸۳ • داستان, گروه سنی ه, گروه سنی د
فرستادن این نوشتار با نامه فرستادن این نوشتار با نامه چاپ این مطلب چاپ این مطلب

خلاصه کتاب :

یک روز صبح زود بابا از خواب پرید و با داد و فریاد دستش را در هوا تکان داد و داد زد:”آی دستم! آی دستم! دستم آتش گرفته!” مامان اول باور نکرد. ولی خیلی زود فهمید که قضیه جدی است و بابا را به بیمارستان رساند. اما عجیب این بود که هیچ کدام از دکترها نتوانستند علت سرخ شدن دست بابا را تشخیص دهند. بابا پیش دکتر علفی رفت . او هم چند توصیه کرد و چند جوشانده تجویز کرد ولی هیچ کدام از اینها تاثیری نداشت. دکتر روانشناس هم نتوانست کمکی کند.. فقط وقتی مادربزرگ از سفر برگشت فهمید که چه باید بکند و چگونه آتش دست بابا را خاموش کند.داستان فوق به همراه چند داستان دیگر از نگاه و زبان کودکان و نوجوانان روایت شده است.

نام کتاب :

سرخ مثل آتش

موضوع :

داستان

گروه سنی :

د، هـ

نویسنده :

محمد رضا یوسفی

طرح روی جلد :

مهشید مهاجر

قیمت :

٣٧٠٠ ریال

قطع کتاب :

٢٢×١٦ سانتی متر

تاریخ چاپ اول :

١٣٨٣

شمارگان چاپ :

٥٠٠٠ نسخه

تعداد صفحات :

٥٦ صفحه

شماره شابک :

۵ – ۰۰۷ – ۳۹۱ – ۹۶۴

شماره دیوئی :

۸۵۳ ی ۳ /۶۲ فا ۸


Tagged as: