سرزمین آبی

• ۱۳۷۳ • داستان, گروه سنی ه, گروه سنی د
فرستادن این نوشتار با نامه فرستادن این نوشتار با نامه چاپ این مطلب چاپ این مطلب

خلاصه کتاب :

سعید و دیگر بچه ها وقتی کشتی بزرگ کره ای را دیدند قایقهایشان را به آب انداختند و با سرعت شروع به پارو زدن کردند. آنها قایقهای خود را پر از سیب زمینی، پیاز، تخم مرغ و… کرده بودند تا آنها را در ازای اشیای دیگری با ملوانان کشتی مبادله کنند. بعضی وقتها هم ملوانان سعی می کردند اشیای بچه های بندر را بگیرند ولی در عوض هیچ چیز به آنها ندهند؛‌ مثل این بار که ملوانی کیسه پیاز و سبد انگور را با طناب بالا کشید،‌ اما رفت و دیگر لب کشتی پیدایش نشد. سعید هم بچه ای نبود که اجازه دهد یک ملوان خارجی کلاه سرش بگذارد. او طناب کشتی را به چنگ گرفت و همان طور که از نخل بالا می رفت، از کشتی بالا رفت و… .

نام کتاب :

سرزمین آبی

موضوع :

داستان

گروه سنی :

د ، هـ

نویسنده :

محمد رضا یوسفی

تصویرگر:

بهراد امین سلماسی

قیمت :

٢٣٠٠ ریال

قطع کتاب :

١٤×٢١ سانتی متر

تاریخ چاپ اول :

١٣٧٣

نوبت چاپ دوم :

۱۳۷۹

شمارگان چاپ :

٣٠٠٠٠ نسخه

تعداد صفحات :

٨٤ صفحه

شماره شابک :

۸ – ۳۷۱ – ۴۳۲ – ۹۶۴

شماره دیوئی :

۸ س ۸۵ ی ۶۲ / ۳ فا


Tagged as: