قصه گل بو و گل رو

• ۱۳۷۳ • داستان, گروه سنی ج
فرستادن این نوشتار با نامه فرستادن این نوشتار با نامه چاپ این مطلب چاپ این مطلب

خلاصه کتاب :

دختری بود به اسم گل بو و دختری هم بود به اسم گل رو. آنها با هم همسایه بودند. یک روز که با هم بازی می کردند، گل رو متوجه شد که دستهای گل بو خیلی بوی عطر می دهد. چندبار دستهای او را بو کرد و آنگاه اشک در چشمهایش جمع شد و بازی آنها به هم خورد. وقتی گل بو دلیل گریه‌ دوستش را پرسید، گل رو به او گفت که دلش می خواهد عطر دستهای دوستش را داشته باشد و از دوستش خواست که دستهایشان را با هم عوض کنند!
داستان زیبای کتاب با تصاویر شاد و زیبایی نیز همراه شده است.

نام کتاب :

قصه گل بو و گل رو

موضوع :

داستان

گروه سنی :

ج

نویسنده :

محمد رضا یوسفی

تصویرگر:

لیلا درخشانی

قیمت :

٣٤٠٠ ریال

قطع کتاب :

٢٢×٢٢ سانتی متر

تاریخ چاپ اول :

١٣٧٣

نوبت چاپ سوم :

۱۳۸۲

شمارگان چاپ :

٥٥٠٠٠ نسخه

تعداد صفحات :

٢٠ صفحه

شماره شابک :

۳ – ۲۸۴ – ۴۳۲ – ۹۶۴

شماره دیوئی :

ق ۸۵ ی ۳۰۰ دا


Tagged as: