بلندترین صدا

• ۱۳۷۲ • داستان, گروه سنی ب
فرستادن این نوشتار با نامه فرستادن این نوشتار با نامه چاپ این مطلب چاپ این مطلب

خلاصه کتاب :

در مزرعه کوچکی،‌ پیرمرد و پیرزنی با آرامش زندگی می کردند. یک روز که کشاورز پیر در مزرعه بود،‌ اتفاق بدی در خانه افتاد.پای پیرزن لیز خورد و افتاد وسط حیاط و از هوش رفت. حیوانات خانه دور پیرزن جمع شده و همه ناراحت بودند. بالاخره تصمیم گرفتند پیرمرد را صدا بزنند. اما صدای هیچ کدام از آنها نتوانست به گوش پیرمرد برسد،‌تا اینکه… .

نام کتاب :

بلندترین صدا

موضوع :

داستان

گروه سنی :

ب

نویسنده :

اسداله شعبانی

تصویرگر:

اکبر نیکان پور

قیمت :

٢٤٠٠ ریال

قطع کتاب :

٢١×٢٥ سانتی متر

تاریخ چاپ اول :

١٣٧٢

نوبت چاپ دوم :

۱۳۸۰

شمارگان چاپ :

٥٥٠٠٠ نسخه

تعداد صفحات :

٢٠ صفحه

شماره شابک :

۱ – ۴۳۳ – ۴۳۲ – ۹۶۴

شماره دیوئی :

ب ۵۱۲ ش ۲ / ۳۹۸


Tagged as: