Posts Tagged ‘فریبا کلهر’

از آسمان حرف بزن (از مجموعۀ نگران پروانه‌ها)

• تولید شده در سال ۱۳۸۵ • Category: داستان, مذهبی, گروه سنی ه, گروه سنی د

كوچه‌ها خالي، راه‌ها بن‌بست، دشت‌ها خشك و زمين، منجلاب جهل و ناداني. آسمان مي‌شكفد، قطره‌اي نور فرو مي‌چكد و قلب غمگين زمين رويش نرگس و نيلوفر را باز به مرداب جهان مي‌بيند. آسمان باز سخن مي‌گويد و زمين مي‌شنود. كتاب حاضر از مجموعۀ «نگران پروانه‌ها» روايتي است از گفتگوي آسمان و زمين.




فرشته‌ای اینجاست (از مجموعِۀ نگران پروانه‌ها)

• تولید شده در سال ۱۳۸۵ • Category: داستان, مذهبی, گروه سنی ه, گروه سنی د

بار ديگر ابوجهل مسافري غریب را فريب داده و بر او ستم مي‌كند. آن مسافر كه با اميد و آرزوهاي بسيار به مكه آمده بود حكايت پيمان جوانمردان را مي‌شنود و به سراغ محمدامين مي‌رود. محمدامين نيز يكي از همان جوانمرداني است كه سال‌ها پيش براي كمك به مظلومان هم پيمان شدند. كتاب حاضر از مجموعۀ «نگران پروانه‌ها» فضاي اجتماعي و انساني مكه را پيش از بعثت رسول گرامي در قالب حكايتي شيرين تصوير كرده و مرام و منش محمد را در برخورد با اشراف و ستمگران قريش باز مي‌گويد.




سگی که قارقار می کرد

• تولید شده در سال ۱۳۸۳ • Category: داستان, گروه سنی الف

در فرهنگ اين مرز و بوم، هنر همواره منزلت خاص خود را داشته و هنرمند نيز در نگاه آقا سگه به مرض عجيبي دچار شده بود. ديگه نمي‌توانست درست واق‌واق كند. گاهي مي‌گفت: واق، ميو، واق گاهي مي‌گفت: واق، قار، واق، و صداهاي ديگر. وقتي پيش دكتر رفت دكتر از دست او خيلي عصباني شد، چون فهميد كه سگ بدجنس شكمو گربه و كلاغ و... را خورده است. او گربه و كلاغ و... را از گلوي سگ ناقلا بيرون كشيد ولي ناگهان سگ بدجنس به او حمله كرد و... . كتاب حاضر مجموعه چند داستان ساده و جالب است، به همراه نقاشي‌هاي قشنگ.




گربه ایران ما

• تولید شده در سال ۱۳۷۸ • Category: داستان, گروه سنی ب

گربه ما كه گربه ايران ماست، دشمن شاه و دشمن امريكاست. اين يكي از شعارهايي است كه مردم تظاهر كننده در پي عمل قهرمانانه پسركي كوچك و گربه اش سر مي دهند. پسرك و گربه اش از دست سربازها فرار كرده و به طرف جمعيت تظاهر كننده مي روند و يك سرباز مهربان را نيز به درون مردم مي كشانند.